پژوهشكده تحقيقات اسلامى
57
سرداران صدر اسلام (فارسى)
حاكم آيندهء شهر چنين بيان كرد : « يكى از خويشان خود را به حكومت بگمار ، تا مردم درپناه او آرام گيرند و من هم معاونت اورا عهده دار خواهم شد . » پس ازگفتگو با يكديگر ، هر دو بر فرمانروايى ابن عباس توافق كردند ، ضمناً آن حضرت زياد بن ابيه را متصدّى دريافت خراج ( ماليّات ) وامور بيتالمال قرارداد و از ابن عباس خواست كه به سخنان « زياد » ترتيب اثر دهد ، « 1 » و تصميمگيرىهاى او را به كار بندد . « 2 » بدين ترتيب ، ابن عباس مناسب ترين فردى شناخته شد كه مىتوانست اوضاع از هم گسيختهء بصره را سامان بخشد ، و زندگى مردم آن ديار را رونق دهد . « 3 » رهنمودهاى على ( ع ) به ابن عباس پس از اين كه اميرمؤمنان على عليهالسّلام عبدالله بن عباس را به امارت بصره منصوب كرد ، به او چنين وصيّت فرمود : تو را سفارش مىكنم به ترس از خداوند عزوجل ؛ و عدالت ، نسبت به كسى كه خداوند ولايت و سرپرستى او را به تو واگذار كرده . باخوشرويى و دانش و حكمت براى مردم گشاده رو باش ؛ از كينه توزىها بپرهيز ، زيراكه دل و حق را مىميراند و بدان آنچه تو را به خدا نزديك كند ، از آتش دور مىدارد ، و آنچه تو را به آتش نزديك كند ، ازخدا دور مىسازد . ياد خدا بسيار كن ، و از فراموشكاران مباش . « 4 »
--> ( 1 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 256 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 543 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابنابىالحديد ، ج 3 ، ص 71 ؛ اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 463 . ( 2 ) . همان مدرك . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 492 ؛ مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 372 ؛ جمل ، شيخ مفيد ، ص 223 ؛ وقعهء صفين ، ص 16 . ( 4 ) . الأمامة و السياسة ، ابن قتيبة دينورى ، ج 1 ، ص 79 ، بيروت .